اردیبهشت ۹, ۱۳۹۸

نقد شعر

متن شعر ارغوان؛ هوشنگ ابتهاج تخلص سایه (ه-الف)

 

 

ارغوان یکی از زیباترین اشعار هوشنگ ابتهاج است که در زمانی که سایه به زندان افتاده است، این شعر را در دوری از درخت ارغوانش سروده است.

 

 

 

 

 

 

ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی‌ست هوا؟
یا گرفته‌است هنوز؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می‌بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می‌کشم از سینه نفس
نفسم را بر می‌گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می‌ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی‌ست
نفسم می‌گیرد
که هوا هم اینجا زندانی‌ست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است.
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه می‌انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می‌گرید…
چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو می‌ریزد
ارغوان
این چه رازی‌ست که هر بار بهار
با عزای دل ما می‌آید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می‌افزاید؟
ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم می‌گذرند؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش؛
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من…

  • این نوشته، نقدی کوتاه از شعر ارغوان از مقاله «بررسی نشانه‌شناسی ساختارگرای شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج» نوشته سیدمحمد حسینی معصوم و شیرین آزموده اقتباس شده است که گفته شده ابتهاج در این شعر دلتنگی و ناامیدی را با تمام وجودش احساس می‌کند. فضای شعر پر از تصاویر گویا و زیبایی است که در القای تأثرات ذهنی راوی به مخاطبش نقش کلیدی ایفا می‌کند. این تصاویر همراه با روانی بافت کلام و موسیقی که وزن ایجاد می‌کند، تلخی مفهوم شعر را که توصیف ستم اجتماعی است، هنرمندانه نشان می‌دهد.
  • انتخاب نام ارغوان برای این شعر و تکرار آن در هر بند (نه بار) به عنوان مخاطب راوی تصادفی نبوده، بلکه این نام، نشانه بسیار به جا و مناسبی از مقاومت و پایداری است. شاعر با استفاده از روابط جانشینی و همنشینی به زیبایی توانسته عناصری را برگزیند و در توالی هم قرار دهد که گویای ناامیدی و دغدغه راوی از اوضاع اجتماعی عصر خود باشد. در شعر ارغوان بر واژه‌هایی برای نشان دادن زمان و مکان خاص سرودن شعر همچون امروز، گوشه، دنیا، بهاران، شب، دخمه، دره غم، پنجره باز سحر و… تأکید شده است.
  • سایه در این شعر از لحن مستقیم پرهیز دارد و سبک بیان غیرمستقیم و نمادین را پیش می‌گیرد. در شعر ارغوان واژه‌های بسیاری در مفهوم نمادین بکار رفته‌اند. عباراتی نظیر «آسمانی به سرم نیست/ از بهاران خبرم نیست/ آنچه می‌بینم دیوار است» تصویر ذهنی زیبا و کاملی از زندان و محدودیت‌های آن و همچنین حس ناامیدی که نتیجه حضور در چنین مکانی است، را به دست می‌دهد. چنانکه در ذهن خواننده، تصویر زندان نقش می‌بندد و تمام احساسات شاعر را به مخاطب القا می‌کند.
  • واژه آنجا در عبارت «ارغوانم آنجاست» در این شعر اشاره به دنیای بیرون از زندان دارد. این جملات نشان دهنده دلتنگی راوی نسبت به ارغوان است و این گونه به نظر می‌رسد که درگیری با مسائل اجتماعی باعث جدایی راوی و ارغوان شده است.
  • پژوهش بررسی فرمالیستی شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج در یه حوزه زبان، موسیقی و زیبایی شناسی ( ذوالفقاری، موسوی و خسروی ۱۳۹۷) دلایل موفقیّت، جذابیّت و ماندگاری این شعر را در هماهنگی میان کاربرد زبان عاطفی و پراحساس، وزنِ متناسب با محتوا و اعتدال در به‌کارگیری فنون بلاغت به‌ویژه استفادۀ هنرمندانه از زبان استعاری است. این عوامل، شعر ارغوان را در ترازوی نقد ناقدان وزین کرده است. ابتهاج با به‌کارگیری شگردهایی در هر یک از این سطوح (زبانی، آوایی و ادبی)، توانسته‌است به گونه‌ای موفق عاطفه و احساس خود را به مخاطب انتقال ‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *